حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
۲۵ تیر ۱۳۸۸
سلام از وبلاگ قبلی به اینجا پناه اوردم یعنی من یک پناهنده ام که هرچی رو نتونستم تو خونه ام بگم اینجا میگم. تا بعد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر